صندلی کنار پنجره بگذاریم و بنشینیم و به شب دراز تاریک خاموش سرد بیابان نگاه کنیم – باربری تهران

صندلی کنار پنجره بگذاریم و بنشینیم و به شب دراز تاریک خاموش سرد بیابان نگاه کنیم

چندی ست من

آن احتیاط قبلی خود را که داشتم

در حرف ها و شعر

از دست داده ام

هر چند پیشتر

این جمله را همه تکرار کرده اند

از گفتنش چه باک

دیری ست مرده ام

تابوت خویش را همه عمر

بر دوش برده ام

از یک جسد که بوی تباهی گرفته است

دیگر چه انتظار سرودن؟

ای دوست قدیمی من، دشمن جدید

شاید دروغگوی بزرگی نبوده ام

اما وجود من

مثل حقیقت باران دروغ بود

من در جهنمم

اینجا در این اتاق

مصلوب ساعت مچی خویش گشته ام

مضراب های لخت دعا روی دست من

رقصی پر از هوس آغاز کرده اند

ای دوست قدیمی من، دشمن جدید

ای آنکه مثل من همیشه به شب گیر کرده ای

دیری ست مرده ام

حتی برای کشتن من دیر کرده ای

Check Also

باربری چیتگر

باربری چیتگر باربری چیتگر   متخصص حمل بار در چیتگر باربری|باربری تهران|باربری واتوبار|اتوبارتهران| وانت تلفنی ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *